شير على خان لودى
96
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
فصل سيم در بيان صنايع شعرى و دقايق سخنورى بدانكه اوستادان فنّ سخن ، شعر دلآويز را به عروس تشبيه دادهاند كه نشاط خاطر افزايد و پسنديده نمايد و دل ربايد . پس بايد كه شعر با كمال صورت لفظى و جمال معنى ، متناسب الاعضا و موزون بود . امّا ارباب سخن بر سه نوع باشند ، بعضى در معنى كوشند و به سلاست و بلاغت الفاظ نپيچند ، و بعضى در تهذيب عبارت و تنقيح الفاظ ساعى باشند و معنى را پيرو لفظ شناسند ، و طايفهاى در هر دو باب كوشش نموده ، گوى فضل و بلاغت ربايند ؛ اگرچه حصول اين هر دو امر به منزلهء اجتماع نقيضين است ، و ليكن شخصى را كه دست دهد ، بىگمان افضل و اكمل عصر باشد . چون صنايع شعرى زياده از آن است كه در اين مختصر ايراد توان نمود ، چه اوستادان گذشته و حال همواره در اين باب ساعيند كه صنعتى تازه بر روى كار آرند و هوش از سر تماشاييان اين عرائس معنوى ربايند ، لهذا انحصار آن وابسته به طول كلام گرديده . و از آنجا كه در اين اوراق ، بساط اطناب چندان فتح ندارد ، به تحرير صنعتى چند كه در اين زمان اعتبار و اشتهار دارد ، مىپردازد :